bookmark

معنی خوالى

خوالى [ xevāli ]

با ثانى معدوله بر وزن عالى به معنى زيبا و مهنا باشد و طعام را نيز گويند و رودخانۀ آب را هم گفته‌اند و به معنى مطبخى نيز به نظر آمده است و به كسر اول بر وزن نهالى هم درست است.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص355)
sourceLink

- [بوزن قالى و نهالى] بمعنى مطبخى و رود آب باشد در نسخۀ ميرزا .
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص498)
sourceLink

[صفت‏] [فارسی‏] طعام و خوراك. و مطبخ. و بستر رودخانه. و زيبا و آراسته و پيراسته. و تهنيت كرده شده.
(
فرهنگ نفیسی
, ج2 , ص1417)
sourceLink

دود.
(
فرهنگ قواس
, ص149)
sourceLink

خوال و خوالى

بر وزن قال و قالى و بوزن نهالى طعام و خوردنى و خوالكر هر دو بواو معدول خواليكر بواو ملفوظ بمعنى طباخ و خوانسالار ناصر خسرو در صفت عقل و نفس كويد روزى دهان پنج حواسند و چار طبع خواليكران نه فلك و هفت اخترند فردوسى كفته يكى خانه او را بياراستند بديبا و خواليكران خواستند شمس فخرى كفته چون سپهر است بزم او در او ميزبان مهر و ماه خواليكر و بعضى آن را خوانيكر دانند يعنى خوانسالار چنانكه رامشكر و برزيكر زيرا كه خوان پارسى است و خوان بفتح خاء معرب آن مى‌باشد
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص354)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.